تبلیغات
رایحه قم - روضه پاك
روضه پاك
فلك مرا ز خراسان ازان به دور افكند

كه در عراق كند گرمْ یوسفم بازار

هوای روضه پاك تو رخصتم زان داد

كه داشت درگه معصومه قمم در كار

كدام درگه درگاه نقد آل رسول

كه می كند فلك اینجا به بندگی اقرار

نهال گلشن موسی جعفر كاظم

كه داده چرخ به دستش كفالت تو قرار

سمّی بضعه پیغمبر آن كه دست قضا

نهاده چون تو گلش بهر تربیت به كنار

عراق از شرف خاك اوست فخر جهان

قم از صفای عمارات اوست چون گلزار

چراغ روضه عالیش سبع سیاره

غلام گنبد زیباش تسعه دوار

به گاه جوش زیارت درین خجسته حریم

فرشته راه نیابد ز كثرت زوار

شهاب نیست كه می ریزد آسمان هر شب

ز نقد خویش بر این بارگاه بهر نثار

ولیك یك یك از آن ریزد آن تنك مایه

كه كم مباد شود نقد و ماند از ایثار

به جنب شمسه او آفتاب را چه محل

به پیش آینه نتوان به باد داد غبار

فلك به زیر زمین مهر پرورد هر شب

بدان هوس كه برابر كند به او یك بار

چو روبروی كند با ویش به وقت زوال

ز شرم همسریش بر زمین زند ناچار

چنان ز عكس عمارات او صفا عام است

كه فیض دیدن گل می دهد نظاره خار

عموم فیض به حدیست اندرین كشور

كه سبزه در نظر آید ز دیدن زنگار

در او ندیده كسی هیچ امتیاز فصول

كه هست سبزه و گل از بهار تا به بهار

چه جلوه است كه شمشاد قامتان دارند

مگر بهشت برین است این قیامتْ زار

ز بس ندای قم آید پی طواف درش

به گوش مردم این شهر از صغار و كبار

ازان سبب ز قضا از پی تشرف خلق

به قم ملقب گردید این خجسته دیار

ز فیض بی عدد خاكبوسی حرمش

ز بس طبیعت من صاف گشت آینه وار

به حجله گاه خیالم ز عكس عالم غیب

رموز غیبی نقش است بر در و دیوار

ز دود صیقل موج هوا چو آینه اش

گر از جفای اعادی به دل نشست غبار

چه فیض ها كه نبردم ازین خجسته مقام

چه كام ها كه ندیدم درین ستوده دیار

یكی ز جمله فیوضات این مقام اینست

كه مشت خاك من اینجا بهكیمیاست دچار

چه كیمیا شرف خدمت مربی روح

چه كیمیا اثر صحبت مروج كار

اگر چه عالم عالم دُرّ و گهر آورد

ز بحر خاطر غواص فكرتم به كنار (1)

پاورقی

1) دیوان فیاض لاهیجی، ص 78.

ملاعبدالرزاق فیاض لاهیجی