تبلیغات
رایحه قم - متن ادبی مسافر غربت
متن ادبی مسافر غربت
... و مهتابِ منتظرِ نگاهت، با حلول ماه ذی‏قعده، چشم به جهان گشود؛ در دامان پدر و برادری که مهر زمینی را با محبتی الهی و آسمانی آمیخته و جرعه جرعه در کام تشنه عمّه سادات می‏ریختند.

تو در دامان مادری عصمت پرور و گوهرآفرین پرورش یافتی.

عشق، بند بند دل معصوم و پاکت را با تعالیم غیبی پدر و برادر، ممزوج می‏ساخت تا شاهکار عفّت و عصمت، فاطمه معصومه علیهاالسلام ، پر و بال بگیرد و پیام‏آور صداقتی دریایی، صفایی آسمانی، عبادتی بهشتی، کرامتی والایی و عصمتی خدایی در بلا و مشتاقان سینه چاک ولای و تشنگان تعالیم امامت باشد.

برای آریایی‏ های ایرانی از نجواهای محمّدی صلی‏ الله ‏علیه‏ و‏ آله ‏و سلم بگوید که کاخ کسری و خواب شیرینِ شِکوِه پادشاهان ستمگر را بر هم ریخت.از نداهای آسمانی هفت نسل ستاره‏ های الهی که شور عاشقی و وارستگی را به این مردم عطش زده هدیه کرده بودند.

اکنون نوبت این خواهر و برادر دلسوز و دلداده بود تا راه غربت پیش گیرند و دسته دسته شقایق داغ و گل‏های معطّر محمّدی را از مدینه منوّره به پروانگان دلسوخته نواهای آسمانی برسانند تا شمیم جان شیفتگان معطّر شود و مرزهای هدایت با هجرت سرخ برادر و کوچ سبز خواهری معصوم، در هم نوردیده شود.

آسمان چشم گشاده تا از انوار الهی معصومه اهل بیت نورانی شود و ظرف دلش را پر از پرواز فرشتگان سازد.

زمین دل گشوده تا همه عطشش را با کرامت کریمه اهل بیت سیراب سازد.

زمان، هروله می‏کند تا هلال ذیقعده را در آغوش کشد و از خبر ولادتِ نوری از انوار ولایت در مهد امامت و وصایت، سرشار شور و مستی شود.

سلام بر دیدگان معصومی که عصمت، ناخدای دریای نگاهش بود.

سلام بر قدم مبارکی که قدمت عصر انسانیت و امامت را به بقعه متبرک و مقدس قم و همه مسلمانان پارسی، هدیه نمود!

سلام بر نگاه منتظر و دل شیفته ‏ای که روزها و ماه ‏ها، در پی برادر، سرگردان غربت شدند و بسان شمعی در فراق یار سوختند.

غریب هجرت کوی برادر     تو را در آینه مهتاب دیدم
اگر چه از وصال یار ماندی     تو را خورشید عالمتاب دیدم


سلام بر مزار متبرک کریمه اهل بیت! گردشگاه فرشتگان مقرّب و پاکان و صالحان! محل انس غریبان و دلسوختگان و شمعستانی که پروانه آفرین حبّ الهی شده است.

یا فاطمةُ اشفعی لی فی الْجَنَّةِ فَانَّ لَکِ عِنْدَ اللّه شَأْنا مِنَ الشَّأن

حورا طوسی