تبلیغات
رایحه قم - پاكیزه گوهر صدف اعتبار قم حضرت فاطمه معصومه(س)

پاكیزه گوهر صدف اعتبار قم حضرت فاطمه معصومه(س)

نویسنده :مستور
تاریخ:سه شنبه 20 بهمن 1394-05:10 ب.ظ

اهل‏ بیت پیامبر(ع) چهره ‏هاى پرفروغى به جهانیان عرضه كرده ‏اند و نامشان‏ مانند ستارگان درخشان در آسمان فضیلت ها مىدرخشد؛ درخشان ترین ستاره در میان‏ بانوان هفتمین منظومه ولایت؛ فاطمه كبرى فرزند پاكیزه موسى بن جعفر(ع) است. كه ‏سالهاست تشنگان معرفت از حریمش زلال ایمان مى ‏نوشند و عارفان با گذر بر زندگى ‏فرزانه‏ وارش و درك لحظه ‏هاى آسمانى شدنش، درهاى عروج را به روى خود مى‏ گشایند و بوى وصال را در گستره زمین منتشر مى ‏سازند.

سرود شكفتن
تولد فاطمه معصومه(س) براى اهل‏بیت(علیهم السلام) اهمیتى خاص داشت‏ زیرا این خبر قبل از تولد بارها توسط امام صادق(ع) اعلام مى ‏شد و به این ترتیب ‏از همان ایام شیعیان به شناخت مقام والاى وى فرا خوانده مى‏ شدند. از جمله آنگاه ‏كه گروهى از شیعیان رى نزد امام صادق(ع) آمدند، حضرت فرمود: آفرین بر برادران‏ما از اهل قم. آنان گفتند: ما اهل رى هستیم. ولى امام همان جمله پیشین را تكرار فرمود. و ادامه داد: «الا ان لله تعالى حرما و هو مكه. الا ان لرسول الله‏ حرما و هو المدینه الا ان لامیرالمؤمنین حرما و هو الكوفه الا ان حرمى و حرم ولدى ‏بعدى قم الا ان قم كوفتنا الصغیره.الا ان للجنه ثمانیه ابواب ثلاث منها الى قم.تقبض فیها امراه هى من ولدى و اسمها فاطمه بن موسى. تدخل بشفاعتها شیعتناالجنه باجمعهم‏».

براى خداوند حرمى است كه مكه است، حرم رسول، مدینه حرم امیرمومنان كوفه است وحرم من و فرزندانم قم است. بدانید قم كوفه كوچك ماست. بدانید بهشت هشت در داردكه سه در آن به سوى قم است.بانویى از اولاد من در آنجا وفات مى ‏كند كه نامش فاطمه دختر موسى است. همه‏ شیعیان ما به شفاعت او وارد بهشت مى ‏شوند.این خبر و نحوه تعریف حضرت از قم به‏ طور طبیعى مى ‏توانست گروهى از اهالى رى را به عزیمت‏ به سوى قم برانگیزد و درحقیقت اهمیت ویژه ‏اى را كه شهر قم به خاطر حضور فاطمه كبرى مى ‏یافت‏براى آنان‏ بازگو كند. مى ‏توان گفت‏به همین خاطر گروه هایى از مردم قم از جمله صاحبان فكر واندیشه از آمدن چنین بانویى به قم مطلع بودند و براى فرا رسیدن آن زمان و یارى ‏و پاسداشت مقدم وى لحظه شمارى مى‏ كردند. نكات دیگرى نیز از این روایت‏ به دست‏ مى ‏آید از جمله این كه قم حرم ائمه طاهرین است. موضوعى كه در ده ها روایت دیگراز زبان پیامبر(ص)، امام على(ع) و اغلب ائمه یكى پس از دیگرى به آن اشاره شده ‏است.

در خبرى دیگر نیز امام صادق(ع) به پیشگویى تولد وى پرداخت. آن روز یكى ازشیعیان به نزد حضرت آمد، امام را دید كه با كودكى در گهواره سخن مى‏ گوید. گامى ‏جلوتر نهاد و مبهوت از این واقعه پرسید: آیا با این طفل سخن مى‏ گویید؟ امام اورا دعوت كرد تا با كودك در گهواره سخن بگوید. مرد باز هم جلوتر آمد و سلام كرد.كودك نه تنها جوابش را داد; بلكه گفت: اى مرد نامى را براى دخترت [كه تازه‏ متولد شده است] انتخاب كرده ‏اى كه خداوند آن را دشمن مى‏ دارد پس نامش را عوض كن [وى نام دخترش را حمیرا گذاشته بود] شگفتى مرد دو چندان شد. آنگاه امام ‏صادق
(ع)فرمود:«این كودك فرزندم موسى است. خداوند از او دخترى به من عنایت مى ‏كند كه نامش فاطمه است. او را در سرزمین قم ‏به خاك مى ‏سپارند. هر شخصى كه او را در قم زیارت كند، بهشت ‏برایش واجب مى ‏شود».

پاكیزه نسب

پدرش موسى بن جعفر(ع) ملقب به كاظم، صابر، صالح و امین است كه‏ روز یكشنبه، هفتم ماه صفر سال 128 هجرى قمرى در منطقه ابواء; محلى بین مكه ومدینه از بانویى پاكیزه به نام حمیده به دنیا آمد. ابوبصیر درباره تولد موسى ‏كاظم(ع) مى ‏گوید: همراه امام صادق(ع) (سالى كه پسرش موسى بن جعفر(ع) متولدگردیده سال 128 ه. ق) براى شركت در مراسم حج‏به سوى مكه رفتیم. وقتى به‏ سرزمین «ابواء» (منزلگاهى بین مكه و مدینه) رسیدیم، امام صادق(ع) براى ما صبحانه فراوان و خوب تهیه كرد، ما مشغول خوردن صبحانه بودیم كه فرستاده حمیده (همسر امام صادق(ع) آمد و گفت:حمیده مى ‏گوید: درد زایمان گرفته ‏ام، و شما فرموده‏ اید نسبت ‏به این پسر اقدامى ‏نكنم.

امام صادق(ع) بى ‏درنگ برخاست و همراه فرستاده حمیده رفت، و پس از مدتى نزدى ‏اصحاب بازگشت. اصحاب پرسیدند: خداوند تو را شاد كند و ما را فدایت نماید،جریان حمیده چه بود؟ فرمود: خداوند حمیده را سلامت داشت و به من پسرى عنایت فرمود، كه در میان‏ مخلوقاتش از همه بهتر است، و حمیده در مورد آن نوزاد مطلبى به من گفت كه به‏ گمانش من آن را نى ‏دانم، در صورتى كه من به آن از او آگاهتر هستم.پرسیدم: قربانت گردم، آن مطلب چه بود؟ پاسخ داد: حمیده گفت؛ هنگامى كه آن نوزاد متولد شد، «دست هایش را بر زمین ‏نهاد و سر به سوى آسمان بلند كرد».من به حمیده گفتم: این كار، نشانه رسول خدا(ع) و نشانه وصى بعد از اوست.

امام كاظم(ع) در سال‏179 ه. ق به دستور هارون زندانى شد و سرانجام در روزجمعه بیست و چهارم یا بیست و پنجم ماه رجب سال‏183 در بغداد مسموم گردید و به ‏شهادت رسید و پیكر پاكش را در شهر كاظمین به خاك سپردند.

مادر حضرت معصومه(س)
حضرت معصومه(ع) و امام رضا(ع) هر دو از یك مادر به نام «نجمه‏» (ستاره) متولد شده ‏اند. در كتابهاى تاریخى براى مادر حضرت ده نام و لقب ذكر شده است كه ‏عباتند از:نجمه، تكتم، خیزران مرسیه، اروى، ام‏البنین، طاهره، سكن،سمانه، شقرا، صقر.

درباره زمان تولد، پدر، مادر، سن و مدت عمر نجمه خاتون اطلاعى در دست نیست ودرباره اینكه وى اهل چه منطقه ‏اى بوده است، نیز اختلاف نظر وجود دارد. على اكبرمهدى ‏پور مى ‏نویسد:از تاریخ تولد نجمه خاتون اطلاعى در دست نیست و از مقدار سن شریفش به هنگام ‏شرفیابى به دودمان امامت چیزى نمى ‏دانیم. تنها چیزى كه در منابع حدیثى آمده،این است كه وى به هنگام تشرف به خانه امام كاظم(ع) دوشیزه بوده است. اما درمورد تابعیت وى كه اهل چه كشورى بوده، تنها چیزى كه در دست است این كه وى اهل‏ مغرب بود و مغرب در اصطلاح به سه معنا اطلاق مى ‏شود:

1-شمال آفریقا شامل; تونس، لیبى، مراكش و الجزایر
2-مراكش
3-اروپا

براى تعیین منظور از مغرب باید به واژه «مرسیه‏» استناد كنیم كه در ذیل «خیزران‏»گفته مى‏ شود «مرسى‏» به سرزمین هایى در فرانسه، اسپانیا و الجزایر اطلاق مى ‏شود،ولى چون به وى «سكن نوبیه‏» و «شقراء نوبیه‏» نیز گفته‏ اند، این احتمال كه‏ منظور شمال آفریقاست، تقویت مى‏شود و از این رو مرحوم خاتون آبادى به صراحت وى‏را اهل نوبه و زنگبار دانسته است، همچنین چون درباره نجمه خاتون واژه‏ «مولده‏» (آنكه در كشور عربى متولد شده و نشو و نما یافته) به كار رفته لذااین احتمال كه اهل كشورهاى غربى باشد رد مى ‏شود.» اما درباره جایگاه رفیع مادرحضرت معصومه(س) همین نكته بس كه امام كاظم(ع) مى‏ فرمود: او را جز به فرمان خداو به استناد وحى خدا نگرفتم.

چشمه كوثر و فرزندان امام كاظم(ع) ,فراوانى فرزندان نسل رسالت و ولایت از موضوعاتى است كه قابل انكار نیست هر چند گاه این ‏امر كه تعداد فرزندان ائمه به دهها نفر مى ‏رسد براى برخى مورخان گران آمده وآنان سعى نموده ‏اند به روش ‏هاى مختلف از تعداد آنها بكاهند اما حقیقت این است كه‏«كوثر» همان كوثرى كه خداى متعال در قرآن كریم سوره‏اى را به نامش نازل كرده،كلید حل مشكل است. آن روز كه ابراهیم یگانه فرزند حضرت پیامبر در هفده ماهگى‏ در مدینه طیبه رحلت كرد و در بقیع به خاك سپرده شد، گروهى از منافقان و دشمنان‏ و دشمنان مرگ وى را علامت‏ بریده شدن نسل رسالت و نابودى اسلام دانستند و باكنایه و زخم ‏زبان دل وى را آزردند. این موضوع كه به شدت پیامبر را افسرده كرد در نهایت‏ به نزول سوره مباركه كوثر انجامید و خداى متعال چنین فرمود:«بسم الله الرحمن الرحیم. انا اعطیناك الكوثر فصل لربك و انحر ان شانئك هوالابتر»

اعجاز این سوره منحصر در حسن و حسین فرزندان بلافصل على(ع) نبود بلكه‏ در نسل هاى بعدى نیز همین معجزه الهى جریان یافت. و به روشنى مى ‏توان این معجزه ‏آشكار را دید. كوثرى جوشان در نسل تمام ائمه به ودیعه گذاشته شد كه نسل نبوت و امامت را زنده نگاه داشت. مرورى بر فشارها و اعدام ها و سیاست هاى كینه‏ توزانه‏ حاكمان اموى و عباسى نشان مى ‏دهد كه چگونه همین «كوثر جوشان‏» گاه تنها باریكه‏ حفظ نسل ولایت‏ بود. از این‏روى به نظر مى ‏رسد نه تنها نباید كثرت اولاد امامان‏ موجب بروز سؤال شود بلكه ظهور اعجاز الهى «كوثر» در طول حیات ائمه باید مارا به شگفتى و تحسین وا دارد.یكى از این امامان معصوم كه به كثرت اولاد مشهور است امام موسى كاظم(ع) است كه‏ تمام تاریخ ‏نویسان به تعدد فرزندانش گواهى داده ‏اند.در بین نویسندگان تا آنجا كه ما جستجو كرده ‏ایم تنها عباس فیض نویسنده انجم‏ فروزان به این حقیقت ظریف دست‏ یافته و جارى كوثر را در نسل امام كاظم به تماشا نشسته است.

وى مى ‏نویسد:«موضوع كثرت نسل پیغمبر اكرم از چیزهایى است كه به شهادت حس و تاریخ به ‏هیچ‏ وجه قابل انكار نیست.چنانچه خداوند تبارك و تعالى هم در قرآن مجید در آنجایى كه مى‏ فرماید: انا اعطیناك الكوثر فصل لربك و انحر ان شانئك هو الابتر بدین معنى تصریح فرموده ‏زیرا به اتفاق مفسرین منظور از كوثر كثرت نسل است و شان نزول این سوره آن است ‏كه ازدیاد در نسل با كمتر تاملى در این عصر اعجاز قرآن ثابت مى‏گردد زیرا ذریه ‏پیغمبر در كثرت چنانند كه كوچكترین دیه و قریه ‏اى را هم از آن‏ها خالى نمى ‏تواند یافت‏ با اینكه از طرف بنى ‏امیه و بنى‏ عباس و خلفاى آنها براى اضمحلال این شجره ‏طیبه و قطع نسل این دودمان شریف منتهاى كوشش و جدیت اعمال و به منظور انقراض ‏سلسله فاطمیین انواع دسائس برانگیخته گشت كه كربلا و قتل هفتاد و دو نقر یاران‏ حسینى حتى اطفال شیرخوار و عملیات منصور دوانیقى و متوكل براى نمونه كفایت‏ مى ‏كند.

قتل ذریه پیغمبر در طف یا زنده زنده در گور كردن و در وسط پایه ‏ها گذاردن و هزارها كشتارهاى دیگر كه همواره پى در پى جریان داشت ‏یك سلسله عوامل ممتدى ‏بودند كه قطع نسل پیغمبر را ایجاب مى ‏كرد و در عین حال این سلسله جلیله امروز ه‏چنان توسعه پیدا كرده ‏اند كه شرق تا غرب را فرا گرفته ‏اند و در طرف مقابل ذره ‏امویان و دودمان عباسیان با تمام قدرت و عظمت‏ سلطنت و خلافتى كه دارا بودند و در قرون متمادى در ناز و نعمت زندگانى مى ‏كردند امروزه كوچكترین اثرى هم ازآن‏ها دیده نمى ‏شود و شاید در سراسر این كشور هم یك نفر اموى یا عباسى وجود نداشته باشد و در كتاب سیاده الاشراف مسطور است موقعى كه حسین بن ‏على(ع) شهید گشت در طایفه بنى‏ امیه دوازده هزار گهواره طلا و نقره وجود داشت كه اطفال‏ شیرخوار خود را در آنها مى‏ جنباندند و از براى سیدالشهدا (ع) فرزندى نبود جز سید سجاد (ع) معذالك از بنى ‏امیه نسلى باقى نیست و از سادات حسینى و رضوى در هر منطقه جماعتى وجود دارند. این است نمونه ‏اى از آثار حقیقت و آن بود عواقب ظلم وستم.»

تعداد فرزندان
شیخ مفید37 فرزند (18 پسر،19 دختر)، ابن‏خشاب (20پسر، 18 دختر)، سبط ابن‏جوزى (20 پسر، 20 دختر)، ابن شهرآشوب 30 فرزند،عمده الطالب 60 فرزند (37 دختر،23 پسر)، كشف الغمه 38 فرزند (18 پسر، 20دختر) براى حضرت نقل كرده ‏اند.در باره حضرت معصومه(س) باید گفت كه طبق همه نقل ها نام فاطمه(س) ذكر شده است‏ چه طبق نظر آنها كه فاطمه را 2 نفر یا 4 نفر ذكر كرده ‏اند زیرا در هر صورت ‏فاطمه معصومه(س) همان فاطمه كبرى است كه همه مورخان در باره وى اتفاق نظردارند.

عصرى كه او شكفت
دورانى كه مى ‏رفت‏به شكفتن فاطمه معصومه بیانجامد،همزمان با امامت امام موسى بن جعفر(ع) بود كه در سال 148 ه. ق به امامت رسیدو مدت 35 سال به امامت پرداخت، خلفاى بنى‏عباس در این دوران آنچنان عرصه را برامام و شیعیان تنگ كردند كه راویان به هنگام روایت نمى ‏توانستند صریحا از نام‏ حضرت یاد كنند و ناگزیر كنیه‏ هاى حضرت مانند (ابى ‏ابراهیم و ابى ‏الحسن) یا القاب‏ وى مانند (عبد صالح، عالم و ...) را به كار برند و یا صرفا به رمز و اشاره‏مانند «رجل‏» بسنده مى ‏كردند.

تقیه در این ایام شدت یافت و منصور، مهدى، هادى و هارون چنان وضعى پیش آوردند كه امام حتى از لحاظ مالى براى اداره زندگى و دخترانش در مضیقه قرار گرفت.هارون آنگاه كه به حكومت رسید، حضرت را زندانى كرد، گاه حضرت را آزاد مى ‏كرد،دوباره زندانى مى ‏ساخت و همین وضع تا مدت 14 سال ادامه یافت. هارون با رفتار آمیخته به قساوت و سنگدلى چنان رعب و وحشتى به وجود آورد كه شیعیان هرگز طعم‏امنیت را نچشیدند.در چنین عصرى بود كه زمان تولد حضرت معصومه(س) فرا مى‏ رسید. تا آن روز 25 سال بود كه على بن موسى الرضا(ع) یگانه فرزند نجمه خاتون بود،او این همه سال را در آرزوى تولد فرزندى دیگرى سپرى كرده و چشم به راه تولد كودكى بود كه امام صادق(ع) بشارت شكفتنش را دهها سال قبل داده بود. نجمه همه ‏این سالها را هر چند منتظر ولى مطمئن سپرى كرد، على بن موسى الرضا(ع) نیز شادان و منتظر بود و تولد خواهرى بعد از دهها سال برایش مهم و جالب مى ‏نمود،خانه ‏اى كه نجمه در آن منتظر تولد فرزندش بود، هنوز بوى رسالت را با خود داشت;زیرا اولین بار كه پیامبر(ص) به مدینه آمد، مدتى در آن خانه ساكن شد، لحظات به‏ كندى مى ‏گذشت، بوى باران كوچه‏ هاى مدینه را آكنده كرده بود و نسیم شكفتن كوچه‏ ها را یكى پس از دیگرى پشت‏سر مى ‏گذاشت تا این كه عطر خبر تولد كودكى به زلالى كوثر رسول را به خانه موسى بن جعفر(ع) آورد و به همه انتظارها پایان بخشید.

زمان تولد
در سال، ماه و روز تولد فاطمه معصومه(س) اختلافات عمده ‏اى وجود داردكه اصلى ‏ترین عامل، خفقان حاكم بر علیه شیعیان بود تا آنجا كه امنیت آنها تنها با تقیه محفوظ مى ‏ماند. در چنین زمانى كه اسامى كنیزها و رقاصه‏ هاى مجالس و همنشین‏ هاى دربار فاسد عباسیان به دقت ثبت مى ‏شد، تولد و وفات اهل بیت در سكوتى ‏مرگبار اتفاق مى‏ افتاد. همچنین باید افزود: منعكس نشدن تاریخ موالید و وفیات ‏بانوان اهل‏بیت عمومیت دارد به طورى كه تاریخ وفات حضرت فاطمه، مدفن حضرت زینب،تولد و وفات ام كلثوم، مادران همه امامان از امام زین‏ العابدین(ع) تا امام ‏عصر(عج) و دختران امامان از امام حسن تا امام عسكرى(علیهم السلام) كاملا مجهول ‏است. با این حال محققان با تكیه بر حدس و گمان و گاه استدلال، مستندات و شواهد تاریخى در صدد یافتن تاریخ دقیق یا تخمینى تولد و وفات وى برآمده ‏اند در نهایت‏ دو نظریه در این باره به وجود آمده است كه عبارتند از:

1- تولد وى در سال «183» اتفاق افتاد.این نظریه در برخى نوشته ‏هاى معاصرین بدون ذكر سند نقل شده است.از جمله; مهدى سلطان العلما رازى در سال‏1339 ضمن رساله ‏اى درباره اعمال‏ جمكران مى ‏نویسد: در كتاب «نزهه الابرار فى نسب اولاد الائمه الاطهار» و كتاب‏ «لوامع الانوار فى طبقات الاخیار» كه كتاب مفصلى است چنین ضبط شده است «ولاده ‏فاطمه بنت موسى بن جعفر(علیهم السلام) فى مدینه المنوره غره ذى‏القعده بقیه ازصفحه‏37 الحرام سنه ثلاث و ثمانین و ماه بعد الهجره النبویه.» اما به دلایل مختلفى این نظریه از سوى محققان رد شده است. ذبیح ‏الله محلاتى در ریاحین الشریعه ‏مى ‏نویسد:آنچه را كه برخى از جهت‏ بعضى از اغراض نسبت مى ‏دهند كه فلانه مجتهد در مدینه ‏طیبه تعین یوم وفات و تولد آن، تو را از كتاب لواقح الانوار استخراج كرده،بى ‏اصل است زیرا كتاب لواقح الانوار در نظر من موجود است و اصلا چنین مطلبى در او نیست. احتمال دادم كتاب دیگرى باشد تا اینكه خدمت علامه نسابه دانشمند آقا نجفى؛ شهاب‏ الدین تبریزى شرفیاب شدم. این مطلب را عنوان كردم، فرمود: من كسى راكه چنین جعلى كرده، ملاقات كردم.

معلوم شد غرضى داشته كه ذكر آن مصلحت نیست. تجاوز الله عن الله. همچنین درصورت قبول این نظریه سال ولادت حضرت معصومه یا سال شهادت پدر بزرگوارش (183 ه.ق)مصادف مى‏ شود حال آنكه بعد از فاطمه معصومه این امام همام صاحب سه دختر دیگرنیز شده است كه لازمه‏اش وجود فاصله بین تولد فاطمه معصومه و آنها و زندانى شدن‏پدر (4 سال) و شهادتش 25 رجب سال‏183 ه. ق خواهد بود. خصوصا اینكه حضرت چهارسال آخر عمرش را در زندان گذرانده است و از خانواده ‏اش كه در مدینه بودند، دوربود.

2- تولد در سال‏173 ه. ق واقع شد.این نظریه از طرفداران بیشترى برخوردار است كه ضمن رد دلایل سال‏183، صدق‏ مدعیان این نظریه نیز به اثبات مى ‏رسد.مرحوم شیخ على نمازى صاحب مستدرك السفینه ذیل ماده فطم با قاطعیت تمام در این‏باره مى ‏نویسد: «فاطمه المعصومه المولوده فى غره ذى ‏القعده سنه‏173 ه. ق.» مرحوم‏ عمادزاده اصفهانى نیز بدون ابهام معتقد است كه حضرت در ماه ذى قعده سال‏ 173 متولد شد. در این صورت شش سال تا زمان زندانى حضرت فرصت‏ باقى خواهد ماند كه‏ بگوییم سه فاطمه دیگر در این مدت متولد شده ‏اند.

نویسنده: اشرف آشورى 


نوع مطلب : مقالات 

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.