تبلیغات
رایحه قم - آینه رضوى

آینه رضوى

نویسنده :مستور
تاریخ:سه شنبه 30 شهریور 1395-04:59 ب.ظ

طى سالها تحقیق، كتابها و مقاله هاى متنوعى پیرامون زندگى حضرت فاطمه معصومه(س) نگارش یافته است اما عموم این نوشته ها برگرفته ازمطالبى است كه به طور صریح در متون تاریخى و انساب ثبت شده است. این نوع استفاده از منابع موجب شده تا یافته هاى نویسندگان غالبا پیرامون سه محور ثابت(زمان تولد، سفر به قم و رحلت) متمركز شود. به این دلیل گاه به برخى كتب پیرامون زندگى این بانوى بزرگوار برمى خوریم كه از صدها صفحه تنها صفحات انگشت شمارى به بیان زندگى وى اختصاص یافته است و نویسندگان به ناچار مباحث مربوط به قم، كرامتها و ... را بر مطالب خود افزوده اند. حال آنكه به نظر مى رسد بارویكرد مجدد به موضوعات پیرامونى مى توان گستره تحقیق درباره زندگى فاطمه معصومه(س) را وسیع تر كرد و دورنمایى هر چند ضعیف از شخصیت اخلاقى، تربیتى وعلمى وى فرا روى زائران این بانوى بزرگوار قرار داد.

وسعت اطلاعاتى كه بتواند در ترسیم این دورنما ما را یارى كند، زمانى نمودمى یابد كه بدانیم غالب وقایع زندگى به دلیل وضوح و روز مره بودن مورد توجه قرار نگرفته و ثبت نشده اند. از این جمله اند: آداب تولد، خواندن اذان و اقامه، مراسم نامگذارى، تعلیم و تعلم، رفت و آمد به نزد پدر و برخوردهاى روزانه، حضوردر متن حوادث روزگار، ارتباط با برادران و خواهران، آداب معاشرت، حضور در جمع زنان و محافل علمى خصوصا كه خانه هاى اهل بیت همواره محل رجوع نیازمندان از هرقسم (فكرى، علمى، مالى و حتى سیاسى) بود كه بر طرف كردن آن نیازها دیگر اعضاى خاندان را نیز خواسته یا ناخواسته در متن حوادث قرار مى داد. بویژه كه اغلب نیازهاى طرح شده توسط زنان به وسیله بانوان پاسخ داده مى شد.

بنابراین با استفاده از روایات پیرامون عصر موسوى و رضوى مى توان از زندگى پدر، مادر، خواهران، برادرها و نقش وقایع در زندگى و افكار وى و ... سخن گفت. مقاله حاضر بر این اساس و همین نوع اطلاعات به زوایاى ناگفته زندگى بانوى دو سرا مى پردازد.

بانوى برتر
فاطمه معصومه(س) از جهت شخصیت فردى و كمالات روحى در بین فرزندان موسى بن جعفر(ع) بعد از برادرش، على بن موسى الرضا(ع) در والاترین رتبه جاى دارد. این در حالى است كه بنا بر مستندات رجالى فرزندان دختر امام كاظم(ع) حداقل هجده تن بوده اند و فاطمه در بین این همه بانوى مكرمه سرآمد بوده است.

حاج شیخ عباس قمى آنگاه كه از دختران موسى بن جعفر(ع) سخن مى گوید، درباره فاطمه معصومه(س) مى نویسد: «بر حسب آنچه به ما رسیده، افضل آنها سیده جلیله معظمه فاطمه بنت امام موسى(ع) معروف به حضرت معصومه است ».اما شیخ محمد تقى تسترى در «قاموس الرجال » پا را فراتر مى نهد و فضیلت وى رانه تنها در بین دختران بلكه پسران حضرت غیر از امام رضا(ع) بى نظیر مى داند ومى نویسد: «در میان فرزندان امام كاظم(ع) با آن همه كثرتشان، بعد از امام رضا(ع)، كسى هم شاءن حضرت معصومه(س) نیست ».

بى گمان این نحوه اظهارنظرها و نگرش به شخصیت فاطمه دختر موسى بن جعفر(ع) بربرداشتهایى استوار است كه از متن روایات وارده از ائمه: به دست آمده استروایاتى كه مقامهایى را براى فاطمه معصومه(س) برشمرده اند مقامى كه نظیر آن رابراى دیگر برادران و خواهران وى ذكر نكرده اند و به این ترتیب نام فاطمه معصومه(س) را در شمار زنان برتر جهان قرار داده اند. از این روى لزوم تحقیق وتشریح پیرامون مراحل تربیت و مقامهاى معنوى و كمالات اخلاقى در حد ممكن دو چندان مى شود.دوران قبل از تولد (نقش مادر در شكل دهى به شخصیت فرزند) بدیهى است تاثیرشخصیت پدر و مادر در روح و جسم فرزندان را نمى توان انكار كرد. این ویژگى دروجود فاطمه معصومه(س) نیز بروز یافت. او از هر دو طرف (پدر و مادر) فضایلى رابه ارث برد كه تنها برادرش على بن موسى الرضا(ع) آنها را به صورت كامل در خودجمع كرده بود و به نظر مى رسد بتوان سر برترى شخصیت والاى فاطمه معصومه(س) بردیگر فرزندان حضرت موسى بن جعفر(ع) را در همین نكته یافت كه فاطمه معصومه(س) مانند برادرش از هر دو طرف پدر و مادر پاكیزه ترین خصال و ویژگیها را به ارث برد. البته بانوان پاكیزه دیگرى نیز كه افتخار همسرى موسى بن جعفر(ع) رایافتند، به فراخور حال خود قابل ستایشند زیرا در شرایطى به خاندان امام كاظم(ع) پیوستند كه وابستگى به این خاندان پیامدهاى احتمالى وخیمى را در پى داشت و علاوه بر فشارهاى اجتماعى و سیاسى، فقر اقتصادى عادى ترى روش حاكمان زمان علیه امام كاظم(ع) و خاندان پرشمارش بود.

با این همه گویى «نجمه » ستاره زیباى بانوان موسى بن جعفر است كه به سان پرفروغترین ستاره ها مى درخشد و به راستى كه تمام فروغش را به دو پاكیزه گوهرش، على بن موسى الرضا(ع) و فاطمه معصومه(س) منتقل كرد.مطالعه سیره ائمه گواهى مى دهد كه طهارت و پاكى مادر شرط اساسى براى گزینش مادران امامان بوده است و سعادتى كه نصیب فاطمه معصومه(س) شد این بود كه مادرش، مادر على بن موسى الرضا(ع) نیز بود. لذا از هر نوع آلودگى در هراندازه اش به دور ماند. البته این به معناى تاثیر نداشتن تلاش و كوشش و تقواى الهى در وجود فاطمه معصومه(س) نیست، بلكه علاوه بر همه شایستگى هاى فردى كه دروجود خویش به وجود آورده بود، از این عوامل نیز به عنوان مكمل و پشتوانه ترقى و تكامل معنوى، اخلاقى و علمى سود مى برد.

به نظر مى رسد براى پى بردن به نقش نجمه خاتون در تربیت فاطمه معصومه(س) كافى است به شیوه انتخاب همسر از سوى امامان خصوصا امیرمومنان(ع) توجه كنیم كه به برادرش عقیل فرمود: «انظر الى امراءه قدرتها الفحوله من العرب لاتزوجهافتلد لى غلاما فارسا.

فقال له تزوج بام البنین الكلابیه، فانه لیس فى العرب اشجع من آبائها».

برایم زنى از بانوان شجاع عرب انتخاب كن كه فرزندى دلیر به دنیا آورد.

در جواب گفت با ام البنین كلابیه ازدواج كن كه در عرب شجاعتر از پدرانش نیست.

حاصل این ازدواج تولد چهار فرزند به سان شیر در شجاعت بود كه تا لحظه آخركنار امام حسین بن على علیهما السلام ماندند و جان خویش را نثار نمودند.مادر فاطمه معصومه(س) نیز در روزگار خود بهترین زنان بود. از همین روى و براساس رویاى صادقانه اى كه حمیده مادر امام كاظم(ع) دیده بود، نجمه را به عقدامام كاظم در آورد.حمیده خود بارها به امام كاظم(ع) درباره نجمه سفارش مى كرد و مى گفت: پسرم! نجمه بانویى است كه هرگز بهتر از او ندیده ام.

این چنین شخصیتى قابلیت داشت، بذر آسمانى را در جان پاكش پرورش دهد. چه گاه بذرهاى مردان صالح در مزبله هاى زنان ناشایست رشد مى یابند و دنیایى را بااعمال ننگین خویش به تباهى مى كشانند، اما جان پاك نجمه، بیست و پنج سال قبل امام رضا(ع) را با شرایط ویژه اى كه طبیعتا مى توانست آثار خود را در تولدفاطمه(س) نیز بر جاى گذارد، به دنیا آورده بود.نجمه از تولد رضا(ع) اینگونه یاد مى كرد: وقتى به فرزندم رضا(ع) حامله شدم،سنگینى حمل را احساس نمى كردم. هر وقت مى خوابیدم، صداى تسبیح و تهلیل و تحمیداز درون رحم به گوشم مى رسید. از شنیدن صدا بیمناك مى شدم، بطورى كه از خواب مى پریدم، اما تا بیدار مى شدم، دیگر آن صدا را نمى شنیدم. وقتى متولد شد،دستهایش را بر زمین گذاشت، سر به سوى آسمان برداشت و لبهایش را تكان داد.همسرم، موسى كاظم(ع) وقتى وارد شد فرمود: اى نجمه كرامت پروردگارت گوارایت باد.

نكته جالب اینكه بعد از تولد رضا(ع) به نجمه خاتون لقب طاهره دادند كه بى شك براى مولود بعدى یعنى معصومه(س) مى توانست موثر باشد.نطفه این روایت به آسمانى بودن انعقاد ائمه اشاره دارد كه آسمانى بودن جایگاه پاك را نیز مى طلبد، تا در دوران قبل از تولد علاوه بر خصلتهاى كامل پدر،خصوصیات پاك مادرى را نیز به وى منتقل كند و لذا ادعاى گزافى نیست كه بگوییم اگر على بن موسى الرضا(ع) آینه تمام نماى امام كاظم(ع) بود، فاطمه معصومه(س) نیز جلوه اى تام و كامل از سیماى پرفروغ مادرش نجمه است.

پاسخ به یك شبهه
مرورى بر روایات نشان مى دهد كه هنگام ورود مادران ائمه كه غالبا از كشورهاى غیر اسلامى بودند، ذهنیتى وجود داشت مبنى بر اینكه چنین زنانى كه سالها در دیار كفر بوده اند و جانشان با آیین كفر سیراب شده است،چگونه مى توانند قابلیت پرورش كودكانى را داشته باشند كه نماینده آیین پاك تشیع اند!! البته هر یك از ائمه به مناسبتى به این پرسشهاى ناگفته پاسخ گفته اند. على(ع) درباره شهربانو فرمود: یا اباعبدالله لتلدن لك منها خیر اهل الارض. اى اباعبدالله براى تو از این زن بهترین اهل زمین متولد مى شود. وبر اساس رویاى صادقه مژده ازدواج شهربانو را از پیامبر دریافت كرد.

امام صادق(ع) درباره حمیده فرمود:

حمیده مصفاه من الادناس لسبیله الذهب.

مازالت الاملاك تحرسها حتى ادیت الى كرامه من الله لى و الحجه من بعدى.

حمیده مانند شمش طلاى خالص از ناپاكى ها و ناخالصى ها پاك است به خاطر كرامتى كه خدا نسبت به من و حجت پس از من عنایت فرمود.

فرشتگان او را همواره نگهدارى كردند تا به من رسید.

رسول خدا(ص) در باره مادر
امام جواد(ع) فرمود: «بابى ابن خیره الاماءالنوبیه الطیبه.» پدرم به فداى پسر برترین كنیزان كه از اهالى نوبه و پاك سرشت است. در روایت اخیر صریحا فرزند به مادر نسبت داده شده است كه بر صدق ادعاى ما گواهى مى دهد.امام رضا(ع) درباره اش فرمود: «قد خلقت طاهره مطهره.» مادر این پسر پاكیزه آفریده شده است.امام جواد درباره سمانه فرمود: «ان اسمها سمانه وانها امه عارفه بحقى و هى من الجنه لا یقربها الشیطان ماردولاینالها كید جبار عنید و هى كانت بعین الله التى لاتنام ولاتخلف عن امهات الصدیقین والصالحین.» نامش سمانه و بانویى است كه حق مرا مى شناسد. از بانوان بهشت است.شیطان سركش به او نزدیك نمى شود و نیرنگ طاغوت كینه توز در او نفوذ نمى كند.همواره مورد لطف و مراقبت چشم بیدار خدا و از مادران صدیقان و صالحان چیزى كم ندارد.

امام هادى(ع) درباره «سلیل » فرمود:«سلیل، مسلول من الافات والعاهات والارجاس و الادناس.» سلیل از هر آفت و نقص و پلیدى و ناپاكى بیرون كشیده شده است.نرجس مادر امام زمان(عج) كه اسلام را در عالم رویا پذیرفت و امام هادى(ع) بازفرزند را به او نسبت داد و فرمود: مژده باد تو را به فرزندى كه سراسر جهان را با نور حكمتش پر از عدل و داد كند ...

این طیف از روایات به صراحت نشان مى دهد كه ائمه طاهرین چنین سوال طرح شده اى را پاسخ گفته اند.حمیده نیز چنین ذهنیتى را جواب داد و فرمود: هرگز بانویى بهتر از او (نجمه)ندیده ام.البته در مقام اثبات نیز چنین اتفاقى بعدها روى داد و برخى محققان همین شبهات را درباره مادر امام زین العابدین(ع) مطرح كردند و حتى با توجه به شبهه اصل ازدواج امام حسین(ع) با شهربانو را رد كردند. غافل از اینكه در صورت صحت ادعاى آنان باید صحت ازدواج مادران غالب ائمه از جمله امام زمان را انكار كرد.به هر حال قبل از دوران تولد شخصیت نجمه كه از تولد امام رضا(ع) تا تولدمعصومه(س) بیست و پنج سال به درازا كشید، توانست آثار عمیق خود را در فاطمه معصومه(س) بر جاى گذارد و او را در بین دختران و حتى تمام پسران غیر از على بن موسى الرضا(ع) سرآمد كند.

بعد از تولد
اعمالى كه عموم بانوان اهل بیت: هنگام تولد و پس از آن براى كودكانشان انجام مى دادند، برگرفته از توصیه هاى آسمانى همسرانشان بود كه نمایندگان امین الهى در زمین به شمار مى رفتند. از این روى آنچه انجام مى دادند،به عنوان سیره عملى مى تواند بخشى از حیات دیگر فرزندان را كه در هاله اى ازبى خبرى و فراموشى قرار گرفته اند، روشن سازد. این اعمال كه از لحظه تولد آغازمى گشت، بارها توسط معصومین(ع) بیان شده اند اما از دوران هر یك تنها مواردى خاص نقل شده است. درباره نجمه كه چگونه دو فرزندش را پرورش داد، نیز اخبارى بر جاى مانده است كه البته با توجه به خفقان حاكم بدیهى است در حداقل ممكن باشد. امابا این فرض كه شخصیت، معنویت و تقواى نجمه خاتون در طول این مدت ثابت و استواربود، مى توان اعمال و سیره وى را هنگام تولد امام رضا(ع) نسبت به خواهرش نیزگسترش داد. از جمله صفات پسندیده اى كه نجمه همواره به آن متخلق بود، عبادت ومناجات با پروردگار است. وى آنچنان به عبادت عشق مى ورزید كه حتى مهر فرزند نیزنمى توانست از عبادت بازش دارد.

در آن ایام كه به فرزندش شیر مى داد، روزى به بستگانش گفت: دایه اى بیابید كه مرا در شیر دادن یارى كند.زنان از این خواهش شگفت زده شدند و پرسیدند آیا شیرت كم شده است؟ پاسخ شنیدندكه:«لا اكذب والله ما نقص الدر ولكن على ورد من صلاتى وتسبیحى و قد نقص منذ ولدت.» به خدا سوگند كه دروغ نمى گویم ولى ذكرهایى در نماز و تسبیح داشتم كه اززمان تولد فرزندم از آنها كم شده است.چنین رفتارها و اعمالى مى توانست پاكیزه ترین و بهترین تاثیر را در فرزند برجاى گذارد چه كودكى كه جانش به همراه قطره قطره شیر مادر با اذكار الهى سیراب مى شود، به والاترین جایگاه معنوى دست خواهد یافت.

مقام هاى حضرت معصومه(س)
كودكى كه اینچنین مراحل تكامل را پیمود، آینده اى درخشان نیز داشت.فاطمه(س) با تكیه بر چنین پشتوانه اى توانست به مراحل عالى علم و معرفت دست یابد و به یگانه دوران خویش مبدل شود.در این بخش تنها به یكى از مراتب كمالى كه معصومه(س) به آنها دست یافت، اشاره مى كنیم و كمالات دیگر وى را به بخش دوم مقاله حاضر ارجاع مى دهیم.

1- عالمه
با گذشت ایام، فاطمه معصومه(س) نیز دوران خردسالى را پشت سر گذاشت.در این سالها محل رشد فاطمه معصومه(س) خاندانى بود كه او را با دریایى ازعلم و معرفت روبرو ساخت.پدر، مادر و برادر كه هنگام تولد فاطمه معصومه(س)، جوانى 25 ساله بود، هر سه دست به دست هم داده، محیط تربیتى وى را به مكانى بهشتى مبدل كردند.خبرى در برخى كتب نقل شده است كه به خوبى نشان مى دهد، فاطمه معصومه(س) زیرنظر خانواده در كوتاهترین مدت ممكن مسیر رشد در علوم را نیز پیمود و ازكمالات روحى و معنوى بهره هاى فراوانى از پدر، مادر و برادر برد. از این روى دردوران كودكى به راحتى مى توانست جوابگوى سوالهاى فقهى و دینى مردم باشد و همین امر كه نجمه فرزندش معصومه(س) را همانند امام رضا(ع) پرورش داده است و هر آنچه درباره فاطمه در روایات نیامده را مى توان با عنایت به اخبار مربوط به امام رضا(ع) دریافت. یكى از این دست روایات را حاج سید نصرالله مستنبط به نقل ازكتاب «كشف اللئالى » اینگونه ذكر مى كند: روزى گروهى از شیعیان وارد مدینه شدند تا سوالهاى خود را از امام موسى(ع) بپرسند. این كار روش معمول در تمام بلاد اسلامى بود كه سالیانه یا در اوقات مشخص از سال گروهى را راهى مى كردند تاسوالهاى دینى، وظایف شرعى و وجوهات را نزد امام ببرند.

آن سال نیز چنین كاروانى از یكى از شهرها به مدینه آمده بود. كاروان پس از ورود به مدینه به سوى خانه امام راه افتادند به این امید كه هم سوالات خود را بپرسند و هم دیدارحضرت نصیبشان شود. هر چه نزدیكتر مى شدند، شوق دیدار افزونتر مى شد تا اینكه جلوى در خانه حضرت رسیدند. در زدند و اجازه ورود خواستند به آنان اطلاع دادندكه امام در مسافرت است. اندوه فراوان از اینكه نه امام را دیده اند و نه پاسخ براى سوالات خود یافته اند، رنج سفر را دوچندان كرد. هر چند دلشان نمى خواست، ولى باید خداحافظى مى كردند و این كار را هم كردند. اسباب و اثاث خودرا جمع كرده، عزم بازگشت نمودند. هواى مدینه سوزان بود و اینك براى كاروان ناكام سوزانتر مى نمود. گویى پاهایشان از آن خودشان نبود. دختركى شیرین زبان وخوش سیما از منزل امام سكوت سنگین كاروانیان را در هم شكست. او سوالها را ازآنان گرفت و با دقت تمام پاسخ یكایك نامه ها را نوشت و نامه ها را دوباره به آنان بازگرداند. مردان بزرگ كاروان كه شاید هفتاد سال از عمرشان را در این درگاه به مریدى گذرانده بودند، هرگز چنین صحنه اى را به یاد نداشتند، كودكى هشت یا نه ساله چگونه مى توانست جواب سوالهاى فقهى را بدهد! آنان در دل مى گفتند:جواب این سوالها اگر آسان بود، همان علماى شهر مى دادند. سوالها اینقدر پیچیده بود كه ما نزد امام آوردیم. سبحان الله عجب خاندان پاكیزه اى.

شیعیان خسته از سفر این بار با خوشحالى خاطره اى شگفت كه خستگى سفر از یادشان برده بود، از اهل بیت خداحافظى كردند و در میان نسیم لطیفى كه از جانب مسجدپیامبر(ص) مى وزید، آن خانه را ترك كردند. خانه اى كه مدتى پیامبر(ص) در آن زندگى كرده بود و هنوز خاطره حضورش براى اهل خانه و مردم مدینه زنده بود.شیعیان كم كم از مدینه خارج شدند. مردى، از فاصله دور سوارى را دید، او راشناخت او امام موسى بن جعفر(ع) بود. وقتى نزدیكتر رفتند سیماى امام را همه كاروانیان شناختند بى درنگ پیاده شدند و شتابان نزد ایشان رفتند. خاطره دخترك ذهن همه را به خود مشغول كرده بود. به این جهت در لحظات اولیه برخورد با امام داستان خود را با شور و شادى تمام بازگو كردند و دستخط دخترك را هم نشان دادند. امام تا نامه را گشود، سیمایش از شادى شكفته شد. لبخند ملیحى بر لبانش نقش بست، صورتش را به سوى شیعیانش را برگرداند و با همان لبخند آسمانى سه بار فرمود: «فداها ابوها»:پدرش به فدایش.

این روایت بر تسلط فاطمه معصومه(س) دختر خردسال موسى بن جعفر به مسائل سخت ولاینحل فقهى و دینى اشاره دارد.درباره سند روایات على اكبر مهدى پور مى نویسد:این داستان جالب و پر ارج را مرحوم «مستنبط » از كتاب «كشف اللئالى »تالیف دانشمند نامى شیعه در قرن نهم ابن العرندس متوفاى حدود 840 ه. ق نقل فرموده است. این كتاب به طبع نرسیده و نسخه خطى آن در كتابخانه شوشتریهاى نجف اشرف است كه ما دسترسى به آن نداریم.البته عوامل دیگرى در رشد شخصیت فاطمه معصومه(س) موثر بوده است كه از جمله آنها اوضاع سیاسى عصر پدر و برادر است. در دورانى كه پدر به شهادت رسید ومنصب ولایت به برادرش على بن موسى الرضا(ع) تفویض شد. اختلاف بین برادران دیگربه شدت قوت گرفت و آنان برخى با گستاخى تمام در مقابل برادر ایستادند.برادرانى كه از مادران دیگر بودند. اما فاطمه معصومه(س) در بین این كشاكشهاى تفرقه برانگیز هرگز از موضع دفاع از ولایت رضوى، عقب ننشست، بلكه از شدت علاقه به برادر، در پى آن حضرت روانه ایران مى شود.

اشرف آشورى


نوع مطلب : مقالات 

داغ کن - کلوب دات کام
آینه رضوى() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.