تبلیغات
رایحه قم - پژوهشى در زیارتنامه فاطمه معصومه (س)

پژوهشى در زیارتنامه فاطمه معصومه (س)

نویسنده :مستور
تاریخ:پنجشنبه 30 مهر 1394-10:52 ق.ظ

قم حرم و حریم اهل بیت (علیهم السلام) مدینه فقه و فقاهت شیعه وشهر قیام و انقلاب در قلب خویش گوهر گرانبهایى دارد كه چشم ودل دلدادگان آل رسول صلوات لله علیهم اجمعین را به خودجلب كرده است. بى تردید، بارگاه و حرم الهى كریمه اهل بیت(علیهم السلام) فاطمه معصومه(س) اصلى ترین سبب رونق واعتبار دیرینه این دیار و ساكنان آن بوده و هست. كریمه مهمان نوازى كه از سفره روحانیت و كرامتش مشتاقان و دردمندان به بهره هاى عالى و غیرقابل توصیف رسیده و مى رسند.

در این نوشته كوتاه به نكاتى از زیارتنامه حضرت فاطمه معصومه(س) پرداخته شده كه امید است زائران را معرفت و بصیرت افزاید.البته آنچه مایه دلگرمى و جرئت برچنین جسارتى است، كرم این خاندان به ویژه شهرت این بزرگوار به كریمه اهل بیت است كه سلیمان وار هر هدیه را، هرچند ران ملخى باشد، از هركسى حتى مورى خرد و ناچیز مى پذیرد. انگیزه اصلى این نوشتار ابراز ادب و اظهار ارادت به ساحت و بارگاه ملكوتى این یادگار موسوى(ع) است و گرنه این نكات از دید تیزبین اهل قلم و محققان معارف اهل بیت(علیهم السلام) پوشیده نیست.

بعد از جناب عباس بن على (علیهماالسلام) و على اكبر(ع) فاطمه معصومه(س) شاید تنها امامزاده اى است كه زیارتنامه ویژه دارد.علامه مجلسى در بحار از امام هشتم (ع) نقل كرده كه حضرت به سعدفرمود: نزد شما قمى ها از ما اهل بیت قبرى است. سعد پرسید: قبرفاطمه دختر موسى(ع) را مى فرمایى ؟

فرمود: آرى، هركس او را زیارت كند و عارف به شان و حق وى باشد، بهشت پاداشش خواهد بود. هنگامى كه كنار قبر آمدى، نزدسرمقدس، روى به قبله بایست و پس از 34 مرتبه الله اكبر و 33مرتبه سبحان الله و33 مرتبه الحمد الله، بگو: السلام على آدم صفوه الله، السلام على نوح نبى الله و... (1)

در این زیارت كه درمفاتیح الجنان نقل شده، از نظر سند و متن، نكاتى در خور تامل است.


سند این روایت


1- علامه مجلسى
مرحوم مجلسى منبع روایت را نقل نكرده، تنها مى فرماید: "رایت فى بعض كتب الزیارات" در برخى از كتابهاى مشتمل بر زیارتهاچنین دیده ام.البته اعتبار علامه مجلسى به نقل او نیز اعتبار مى بخشد ولى عدم ذكر منبع، به لحاظ تحقیقى و نكته سنجى در حد خود، نقطه ضعفى است.

2- راویان حدیث
على بن ابراهیم صاحب تفسیر، از چهره هاى مقبول در رجال روایات شیعه است. در كتابهاى رجال مى خوانیم:

"ثقه فى الحدیث ثبت معتمد صحیح المذهب." (2)

در نقل حدیث موردوثوق است، در نقلها دقیق و مورد اعتماد است و مذهب صحیح اثناعشرى دارد. پدرش ابراهیم بن هاشم قمى نیز از چهره هاى مقبول است و به تعبیر علامه بزرگوار خویى در «معجم الرجال » در وثاقت وى جاى تردیدى نیست. (3)

در مورد سعد كه راوى از امام هشتم(ع) است وابراهیم بن هاشم از او نقل كرده، باید گفت: اگر مراد سعدبن عبدالله اشعرى قمى باشد، و ثاقتش مسلم است. و به تعبیر نجاشى شیخ هذه الطائفه و فقیهها و وجهها (4) بزرگ طائفه شیعه و فقیه وچهره برجسته آنان است. ولى پرسشهایى به ذهن مى آید در موردروایت ابراهیم بن هاشم ابراهیم بن هاشم از سعد پرسشهاى به ذهن مى آید.

1- در طبقات راویان، ابراهیم بن هاشم طبقه هفتم و سعد بن عبدالله اشعرى طبقه هشتم است. طبق قاعده، سعد باید از ابراهیم حدیث نقل كند. برهمین اساس، در كتب چهارگانه روایى ما حدود 20 مورد دیده مى شود كه سعد از ابراهیم روایت نقل كرده است. (5) تنهادر یك مورد ابراهیم بن هاشم از سعد بن عبدالله نقل كرده است (6)

و البته همان یك مورد نیز موید خوبى است كه نشان مى دهدابراهیم از سعد حدیث نقل مى كند. شاید چندان هم دور از انتظارو اعتبار نباشد كه، در كنار موارد متعدد نقل سعد از ابراهیم،یكى دو مورد ابراهیم از سعد نقل كرده باشد.

2- در كتابهاى معتبر حدیث شیعه، سعد بن عبدالله هیچ روایتى از امام هشتم(ع) ندارد. احادیث او از صادقین (علیهماالسلام) است. (7)
 
پس مورد زیارتنامه را باید یك استثنا به شمار آرود.افزون بر این، به اتفاق همه مورخان سال شهادت امام هشتم(ع) 203 ه ق است و سال وفات سعد بن عبدالله 299 یا 301 ه ق. این نقل در صورتى درست است كه سعد تنها پس از شهادت حضرت رضا(ع) حدود 100 سال عمر كرده باشد. بدین ترتیب، درك محضر حضرت رضا(ع) واسطه مستقیم محتواى زیارتنامه شدن سعد بسیار دورمى نماید.اگر مراد از سعد در این سند سعد بن سعد بن احوص اشعرى قمى باشد، شیخ طوسى(ره) در رجال وى را توثیق فرموده، مشكل نقل ازامام هشتم(ع) بر طرف مى شود زیرا او از اصحاب امام هشتم(ع) است و از حضرت حدیث نقل كرده است. ولى در این فرض، اشكال

دیگرى پیش مى آید و آن اینكه:در كتب معتبر روایى ما ابراهیم بن هاشم، حتى یك روایت از سعدبن احوص ندارد.البته ممكن است سعد مذكور در سند، سعد دیگرى جز این دو باشد كه در آن صورت تعیین وى و اثبات و ثاقتش به سادگى ممكن نیست.به هر حال تعیین دقیق شخصیت و وثاقت سعدمذكور در سند زیارتنامه مشكل است.

متن زیارتنامه
زیارتنامه، از نظر محتوا، نقاط قوت و مضامین عالى دارد.چنانكه جناب على اكبر مهدى پور در كتاب ارزشمند «كریمه اهل بیت(علیهم السلام ») (از صفحه 161 به بعد) به بخوبى بدان پرداخته و به فرازهاى پرسش بر انگیز آن پاسخهایى فى الجمله قابل قبول داده است ولى با این همه در پایان زیارتنامه عدولهاى خطابى كوتاه و سریعى دیده مى شود، براى مثال از خطاب به حضرت معصومه(س) به پیامبر اكرم (ص) خطاب شده آن هم تنها بایك جمله: «نطلب بذالك وجهك یاسیدى » بعد بلا فاصله عدول یك جمله اى به ذات ربوبى دیده مى شود:«اللهم و رضاك و الدارالاخره »، و دیگر بار در خواستى از حضرت معصومه(س) و سپس در خواست هاى خطابى ارزشمندى از ذات اقدس ربوبى.

شاید بتوان عدولهایى چنین كوتاه و سریع را نوعى اضطراب در متن به شمار آورد.با توجه به تمامى این موارد سندى و متنى، شایداحتمال مرحوم علامه مجلسى(ره) در كتاب «تحفه الزائر» قوى وپسندیده باشد. او مى فرماید: ممكن است، بر فرض صحت سند و صدورصدر روایت، ذیل آن كه متن زیارتنامه است، دنباله حدیث نبوده،به و سیله علما و بزرگان تالیف شده باشد. (8) مانند زیارتنامه حضرت زینب كبرى(س) و عبدالعظیم حسنى(ع) و برخى امامزادگان بزرگوار دیگر.

سخن نهایى
بى تردید خواندن این زیارتنامه، به امید صدور از معصوم و باتوجه به مضامین صحیح و متینى كه دارد، مطلوب و مقبول است زیرا دقت و مناقشه در درستى اسناد دعاها و مستحبات، تنها جنبه علمى و تحقیقى دارد نه عملى مرحوم میرزا جواد آقا ملكى تبریزى مانند بسیارى دیگر از بزرگان ما، در كتاب ارزشمند «المراقبات» مى فرماید: «و لا یناقش فى عدم صحه الاسنادلوجهین احدهما ان هذه الاخبار مظنون الصدور والثانى ما وردت فى اخبار كثیره موثقه ان من سمع شیئا من الثواب على عمل فعمله التماس ذلك الثواب اعطاه الله ذلك و ان لم یكن كما سمعه فهذه الاخبار المعتبره قطع الاعذار من جهه اسناد الاخبار.» (9)

به دودلیل نباید در اسناد مستحبات مناقشه كرد:
1- وقتى ثواب و پاداشهاى آنها در این حد از ارزش باشد، ازدیدگاه عقلا، تنها احتمال 50 درصد صدق و صدور كافى است، چه رسدبه این كه مانند این اخبار صدورش ظنى باشد یعنى 70 تا 80 درصد احتمال دارد از معصوم صادر شده باشد.

2- روایات فراوان و مورد اعتمادى در دست داریم كه مى گوید:اگر كسى ثوابى را بر عملى بشنود و آن عمل را به امید به دست آوردن آن ثواب انجام دهد، خداوند آن پاداش را به وى خواهدداد. اگر چه شنیده اش با واقع مطابق نباشد. با وجود این اخبارمورد اطمینان، عذرها از ناحیه سند منقطع است.

در صدر روایت زیارتنامه حضرت معصومه(س) به زائرى كه عارف به شان و مقام آن بانوى بهشتى باشد، وعده بهشت برین الهى داده شده است. این پاداشى بسیار گرانبهاست و حتى اگر چند در صداحتمال دست یابى بدین پاداش وجود داشته باشد، نباید آن را ازدست داد.

زیارتنامه اى دیگر
 مرحوم مجلسى در بحار، زیارتى از «مصباح الزائر» على بن موسى (ابن طاوس) براى همه امامزادگان جلیل القدر و بزرگوار مانندحضرت اباالفضل و على اكبر (علیهماالسلام) نقل كرده كه، به فرموده بزرگى از اهل نظر، مى توان آن را با تغییر ضمیرها وكلمات، در زیارت حضرت معصومه(س) به كار برد. اگر كسى به هردلیل بخواهد زیارت دیگرى هم در عرض ادب به ساحت آن بانوى گرانقدر بخواند، این زیارت مناسب است. البته این زیارت به معصومان (علیهم السلام) مستند نیست. و اصولا كتاب «مصباح الزائر» سید، همانند كتاب «لهوف » وى، مشتمل بر اسناد واسرار نیست. به نوشته محدث نورى، سید زیارت ها و دعاهاى كتاب «مصباح الزائر» را از كتاب «مزار قدیم » نقل كرده كه به نظر وى، مولفش قطب راوندى است زیرا، هم از نظر نقل سید از وى ممكن است و هم بزرگان كتاب «المزار» را در شمار آثار قطب ذكر كرده اند. قطب راوندى آن زیارت ها را از كتاب «مزار» محمدبن مشهدى نقل مى كند. (10)

مجلسى كتاب «مزار» ابن مشهدى را «مزاركبی» و مورد اعتماد بزرگان شیعه دانسته است. (11)

به هر تقدیر،كتاب «مصباح الزائر» مشتمل بر اسناد نیست شاید بدان جهت كه سید آن را در آغاز تكلیف و نویسندگى اش تالیف فرموده است. اوخود مى نویسد:...مما الفت فى بدایه التكلیف من غیر ذكرالاسرار و التكشیف كتاب مصباح الزائر و جناح المسافر ثلاث مجلدات...از آنچه در نوجوانى و بدون ذكر اسرار و مكشوفات تالیف كرده ام، كتاب سه جلدى «مصباح الزائر» است.

محدث نورى، پس از این سخن، مى افزاید:و منه یظهر وجه عدم مشابهته كاللهوف لسایر مولفاته من ذكرالاسانید و الاسرار. (12)

از این نوشته و اعتراف سید علت تفاوت و عدم مشابهت كتاب «مصباح » و «لهوف » با دیگر مولفات و نوشته هایش آشكار مى شود. در آن دو كتاب سندها و اسرار ذكر نشده است. بااین همه، جلالت قدر سیدبن طاوس و ارتباط محكم وى با حضرت بقیه الله (ارواحنافداه) گفته ها و نوشته هایش را اعتبارى خاص مى بخشد هرگونه احتمال خلاف را نفى مى كند. محدث نورى در باره سید تعبیر عجیب و عمیقى دارد. او مى فرماید:و یظهر من مواضع من كتبه خصوصا كتاب كشف المحجه ان باب لقائه ایاه صلوات الله علیه كان له مفتوحا قد ذكرنا بعض كلماته فیهافى رسالتنا جنه الماوى.» (13)

در كتابهایش، بویژه، «كشف المحجه »، از موارد متعددى به دست مى آید كه باب ملاقات ودیدارش با وجود مقدس ولى عصر(عج) گشوده بود و هر زمان كه مى خواست، امكان تشرف داشت. ما برخى از آن موارد را در رساله «جنه الماوى » آورده ایم.همچنین محدث نورى در «نجم الثاقب » و علامه اریلى در (كشف الغمه » در جریان شفا یافتن اسماعیل بن حسن هرقلى چنان نگاشته اند كه حضرت ولى عصر (ارواحنا له الفداه) سید بن طاوس رافرزند خود خوانده است.

چنین شرف و افتخارهایى را، در طول غیبت كبرى، براى هیچ كس جزاو نخوانده و نشنیده ایم.پس این زیارتنامه مورد اعتماد است و از زیارتهاى معتبر درزیارت حضرت معصومه(س) و هر امامزاده دیگرى است بویژه كه به نقل علامه مجلسى(ره) در بحار، شیخ مفید(ره) نیز این زیارتنامه را در كتاب «المزار» خویش آورده است. (14)

البته در نسخه اى ازكتاب «المزار» شیخ مفید(ره) كه اكنون در اختیار است اثرى ازاین زیارتنامه به چشم نمى خورد. شاید، چنانكه محقق بزرگوارآقاى سید محمد باقر ابطحى اصفهانى در مقدمه كتاب «المزار»شهید اول(ره) احتمال داده، نسخه دیگرى از «المزار» مفید نزدعلامه مجلسى(ره) بوده كه به دست ما نرسیده است. (15) و در آن، این زیارتنامه ذكر شده بود.

متن اصلى زیارتنامه
«السلام علیك ایهاالسید الزكى الطاهر الولى و الداعى الحفى اشهد انك قلت حقا و نطقت حقا و صدقا و دعوت الى مولاى و مولاك علانیه و سرا فاز متبعك و نجا مصدقك و خاب و خسر مكذبك والمتخلف عنك اشهدلى بهذه الشهاده لاكون من الفائزین بمعرفتك وطاعتك و تصدیقك واتباعك والسلام علیك یا سیدى وابن سیدى انت باب الله الموتى منه والماخوذ عنه اتیتك زائرا و حاجاتى لك مستودعا وهاانا ذا استودعك دینى و امانتى و خواتیم عملى وجوامع املى الى منتهى اجلى و السلام علیك و رحمه الله وبركاته.»

همین زیارتنامه با تغییر ضمیرها و كلمات و متناسب با زیارت فاطمه معصومه (سلام الله علیها) السلام علیك ایتهاالسیده الزكیه الطاهره الولیه و الدعیه الحفیه اشهد انك قلت حقا و نطقت حقا و صدقا و دعوت الى مولاى و مولاك علانیه و سرافازمتبعك و نجا مصدقك و خاب و خسر مكذبك والمتخلف عنك اشهدى لى بهذه الشهاده لاكون من الفائزین بمعرفتك و طاعتك و تصدیقك وابناعك والسلام علیك یا سیدتى و بنت سیدى انت باب الله الموتى منه و الماخوذ عنه اتیتك زائرا و حاجاتى لك مستودعا و هااناذا استودعك دینى و امانتى و خواتیم عملى و جوامع املى الى منتهى اجلى والسلام علیك و رحمه الله و بركاته.

پدید آورنده:حسین مقیسه

پی‌نوشت‌ها:
1- مجلسى، بحار، ج 102، ص 265.
2- ابو العباس نجاشى، رجال نجاشى، ص 183.
3- خوئى، معجم رجال الحدیث، ج 1، ص 317.
4- ابو العباس نجاشى، همان، ص 126.
5- خویى، همان، از ص 321 تا 468.
6- همان، ص 466.
7- همان، ج 8، ص 402.
8- مجلسى، تحفة الزائر، چاپ سنگى، اواخر كتاب پس از نقل زیارت.
9-ملكى، میرزا جواد آقا، المراقبات، ص 57.
10- نورى، مستدرك الوسائل، ج 3، ص 368 و 370.
11- شیخ عباس قمى، فوائد الرضویة، ص 449.
12- نورى، همان، ص 471.
13- همان، ص 468.
14- مجلسى، همان، ص 273.
15- شهید اول، المزار، ص 7.
16- مجلسى، همان، ص 272.



 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.